خرید بک لینک
چاره دل رنجور مرا درد تو بي چاره كندجاي آواز خوشم خون به شب آواره كندپند كس نشنود از من دل ديوانهوشمهر چه جز موي تو زنجير كنم پاره كندآن چه از رنج جدايي ز تو بگذشت به ماكس به يك نامه نيارست كه ي

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 3 دی 1399 ساعت: 12:31

دل قوي دار كه دردانه غمت چاره كندلحن آواز خوشت، رنج و غم آواره كندپند و اندرز مگو، مست چو ديوانه برقصبند بگشاي كه زنجير، به صد پاره كندناله از دوري ساغر سببش جام تهي استمست جاويد تو را ساقي اينكاره ك

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 3 دی 1399 ساعت: 12:31

دردي ز دل بر آمد و ناگفته ره گرفتدر خون گريخت خامه و آشفته ره گرفتخنياگري است با دم شيوا و پنجهايكز خود برون به نالهي نشنفته ره گرفتمستانه سر به آب سخن ميبرد فرودستي كه سوي گوهر ناسفته ره گرفتدر كا

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: چهارشنبه 3 دی 1399 ساعت: 12:31

صفحه بندی